خلسه
سلام مامانی می خوام یکی از کارای قشنگتو که همیشه از همون موقع که خیلی کوچولو بودی، انجام می دادی تعریف کنم. تو همیشه وقتی شیر می خوری بعد از این که خوب سیر می شی و به آرامش می رسی، می ری تو حال خواب و بیداری و در همون حال، یه اداهای بامزه درمیاری! لبخند می زنی، بعد سریع لبخندتو جمع می کنی و ابرو می اندازی، بعد ادای گریه رو درمیاری و یه صدای ضعیف جیغ مانند درمیاری، بعد چشماتو نیمه باز می کنی در حالی که مردمک چشمت رفته بالا و سفیدی ش معلومه! بعد سرتو به عقب هل می دی و اون قدر عقب می بری که زیر گلوت کاملاً معلوم می شه و من پُرزهای زیر گلوتو پاک می کنم، بعد دوباره لبخندک می زنی و ... . خلاصه هی ادا درمیاری و من مشغول تماشای تو می شم و همیش...












