تو بزرگ شدی؟
زهرا: چهار ماه و 14 روز. امروز رفته بودیم دیدن دختردایی فاطمه ی من! یعنی دیدن نی نی تازه به دنیا اومده ش! یه پسر بانمک و خیلی کووووچووووولوووووو!!! آره! خیلی کوچولو! آخه من تا حالا فکر می کردم، از تو کوچیک تر دیگه هیچکس نیست! همش تو رو ریز می دیدم! تو رو با معصومه و فاطمه ی عمه رویا و بقیه مقایسه می کردم و پیش خودم می گفتم: نی نی من خیلی کوچیکه و هنوز بزرگ نشده!!! اما امروز... وقتی از در خونه وارد شدیم و چشمم به نی نی نریمان افتاد، باورم نمی شد که تو این قده از اون بزرگ تر باشی! تو درست دوبرابر اون بودی! وقتی نی نی نریمان، شیر می خواست و مامانش بهش شیر می داد، من خجالت می کشیدم که به تو شیر بدم!!! چون احساس می کردم تو خیلی بزرگ ش...












