زهرازهرا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه سن داره
نورانورا، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

موهبت

روزشمار بارداری

بیست و هفتم اردیبهشت 1392 : برای اولین بار فهمیدم که خدای مهربون یه هدیه ی آسمونی بهم داده. اولش کمی غافل گیر و شگفت زده شده بودم و باور نمی کردم، اما از همون موقع مهر این مهمون کوچولو به دلم افتاد و خدارو شکر کردم، بعدش هم پیامکی به باباش خبر دادم. اونم شگفت زده شد و گفت که باید آزمایش بدم تا مطمئن بشیم...                                              بیست و هشتم اردیبهشت1392 : برای اولین بار همراه همسرم برای دادن آزمایش خون طبق نسخه ی پزشک جهت اطمینان از بارداری به آزمایشگاه رفتیم. عصر جواب آزمایش رو گرف...
1 بهمن 1392

مکالمه ی دو جنین

ترجمه ی متن: - داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟ آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟ - نه، من یک روشنفکرم، به این اراجیف اعتقادی ندارم. مگه تو تا حالا مامانو دیدی؟ برگرفته از وبلاگ مبین طرح  ...
1 بهمن 1392

نامه ای به فرزندم زهرا، مسافری کوچک...

فرزندم سلام! به دنیای متلاطم قصّه های رنگارنگ خوش آمدی... طریق طویلی را طی نموده ای می دانم. امّا بدان، همه ی پاکانی که چون تو عزم این دیار نمودند، تنها انگیزه ی محرّکشان شنیده هایی بود که تنها خدا می داند چقدر صحّت داشته است. آن ها بی گمان این را هم می دانستند که: شنیدن کی بود مانند دیدن! آری فرزندم، به شنیده هایت اعتماد نکن. روح مقدّس تو حیف است آلوده شود. قدر خویش را بدان! عزیز مادر، خداوندی که تو را آفرید، از روح خودش در تو دمید و به تو امانتی را داد که حتّی آسمان ها هم از پذیرش آن شانه خالی کردند... فرزندم، تو انسانی. موجودی که خداوند به خاطر تو ملکی را که هزاران سال عبادتش را کرده بود، امّا تنها یک بار از فرمان وی ...
15 آذر 1392

سلامی به دخملم

سلام دخمل نازم!                             مسافر کوچولوی پاک و معصومم! ا ز همون لحظه ای که مهمون خونه ی دل من شدی،                                                          از صمیم قلب خدای مهربون رو شکر کردم و  با تموم وجودم  عاشقت شدم،                              با این که تا این لحظه فقط صدای تپش یه قلب کو...
15 آبان 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موهبت می باشد