نماز قضا نشد😇
نورا: چهار سال و شش ماه و ۲۶روزه
امروز چهارم ماه مبارک رمضونه
گوشی من و بابا و آجی زهرا باهم گفت: اذان صبح ۵دقیقه
تو که کنارم روی تخت خواب بودی بلند شدی با صدای نازک خوابالو گفتی: نماز قضا شد؟
گفتم: نه هنوز
گفتی: قضا نشد؟
گفتم: نه
گفتی: برم نماز بخونم
گفتم: هنوز اذان نگفته
در حالی که دوباره دراز میکشیدی گفتی: آهان پس اذان نگفته خوب شد وگرنه بدبخت میشدم
بعد خوابیدی
وقتی صدای اذان از گوشیها بلند شد، دوباره بلند شدی
گفتی: برم نماز بخونم؟
گفتم: برو بخون
دویدی رفتی
بابا هم اون بیرون داشت سفره سحریشو جمع میکرد.
رفتی پیش بابا شروع کردی به شیرینزبونیای همیشگی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



نماز قضا نشد😇 
