زهرازهرا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
نورانورا، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

موهبت

زیارت بی بی شهربانو

زهرا: هفت ماه و سه روز. امروز ما و مادرینا و دایی عباسینا و خاله زهره ینا ناهار خونه ی دختردایی زهرای بابا دعوت بودیم. بعدازظهر پیشنهاد شد که شب همگی با هم بریم زیارت بی بی شهربانو. همه موافق بودن و غروب حرکت کردیم. این بانوی گرامی مادر امام سجاد(علیه السلام) هستن و شما برای اولین بار به زیارت ایشون رفتی. اون جا بعد از زیارت توی حیاط زیارت گاه که بالای صخره های کوه  و باصفا بود دور هم شام خوردیم و خیلی زود برگشتیم. عکسای شما موقع زیارت:           ...
7 شهريور 1393

تولد حضرت معصومه(س) و روز دختر

زهرا: هفت ماه و دو روز. امروز روز میلاد حضرت معصومه(س) است و به همین مناسبت اسمشو گذاشتن روز دختر. این روز خوب رو اول به امام زمان مهربونمون تبریک می گیم و بعد به همه ی دخترای گل کوچولو مثل خود تو! ***روزت مبارک گل دختر مامان و بابا!*** اینم کادوی روز دختر: یه دست لباس زنبوری و یه ساق شلواری خوشگل اما بزرگ! ...
6 شهريور 1393

سالگرد فوت عمو مصطفی

امروز روز سالگرد فوت عمو مصطفی (بابای دخترعمه فاطمه ) است و ما به مراسم ختم ایشون رفتیم. ان شاءالله خدا روحش رو قرین رحمت و مغفرت کنه! بیا براش یه صلوات بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم   ...
6 شهريور 1393

تولد هفت ماهگیت مبارک

***تولــــــــــــــــــــــــــــــــــد تولــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تولـــــــدت مبارکـــــــــــــــــــــ*** ***تولد هفت ماهگیت مبارک*** همیشه شاد و سربلند باشی عسلم!   هدیه ی تولدت دو دست لباس ...
4 شهريور 1393

تب

زهرا: شش ماه و 28روز. امروز دخترگلم بدحال و بیمار شد. امروز تولد سه سالگی دخترخاله معصومه است و من و شما و بابا بعدازظهر رفتیم اندیشه تا برای معصومه کادوی تولد بخریم. بعداز برگشتن شما که خیلی خسته شده بودی خوابیدی. وقتی خواب بودی متوجه شدم تمام بدنت داغه و برای اولین بار تب کردی! پشت گوشات، گردنت، کف دستات و کف پاهات از همه جا داغ تر بود! ا لهی مامان فدات شه! درد و بلات به جونم! کاش می فهمیدم کجات درد می کنه؟! تب سنج گذاشتم زیر گلوت و دیدم دمای بدنت نزدیک 37درجه است.  بمیرم من برات مامانی! آخه چرا مریض شدی دخترک کوچولوی نازنازی من؟! هرچند دقیقه یه بار سر و صورتتو با آب سرد شستم تا تبت پایین بیاد. عصر یه کم خوابیدی و بهتر ش...
1 شهريور 1393

تولد معصومه

امروز تولد معصومه است. ******************* معصومه جون تولدت مبارک ******************* ******************* ان شاءالله صد ساله شی خاله! ******************* امشب میایم خونه تون و برات جشن می گیریم! تازه! یه کادوی قشنگم برات میاریم! همیشه شاد و سرزنده و پیروز باشی عسل خاله !       معصومه عسل (دخترخاله ی زهرا) ...
1 شهريور 1393

تاتی

زهرا: شش ماه و 17 روز. امروز برای اولین بار خونه ی خاله مرضیه تاتی رفتی. معصومه این ور و اون ور می دوید و تو با ذوق رسیدن به معصومه و بازی باهاش، دست و پا تکون می دادی. منم دستاتو چسبیدم و کمکت کردم تا خودت راه بری و برسی به معصومه. تو برای اولین بار قدم برداشتی و تاتی رفتی. قبلاً هروقت می خواستم تاتی ببرمت، قدمتو بلند نمی کردی و فقط صاف وامیسادی یا یه پاتو بلند می کردی اما نمی دونستی که باید بذاری جلوتر تا راه بری! امروز این معصومه خانوم عسل بلا باعث شد تو تاتی رفتنو یاد بگیری. آخه تو چقد معصومه رو دوس داری؟! شب هم خونه ی باباجونینا، وقتی باباجون داشت ظرفای شامو می شست، تو با ذوق و شوق به سمت باباجون تاتی رفتی. آخه تو باباجون رو هم خی...
21 مرداد 1393

کارهای جدید

زهرا: شش ماه و 14 روز. سلام دختر نازم. امروز شما عسل خانوم کارهای جدیدی انجام دادی. اول این که برای اولین بار قطره ی مولتی ویتامین (مولتی کیم) خوردی.   دوم این که وروجک شدی و رفتی سراغ کشوهای میز تلویزیون و اونا رو باز کردی! اون کشوها ریل روونی دارن و به راحتی باز و بسته می شن. تو سینه خیز رفتی و دستگیره ی کشو رو گرفتی و نمی دونستی اگه بکشیش باز می شه. وقتی کشو باز شد تعجب کردی و سعی کردی از لبه ی کشو بگیری و خودتو کمی بلند کنی تا توشو ببینی. اما وزنت باعث شد کشو به عقب سُر بخوره و بسته شه. من حواسم نبود و دست نازنینت موند لای کشو. الهی فدات شم تو گریه کردی و من بغلت کردم و دستای کوچولوتو بوسیدم. فکر کردم که دیگه متو...
18 مرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موهبت می باشد