جشن تولد کوچولو
زهرا: سه ساله سلام سه ساله عزیزم امسال هم به خاطر امتحانام مجبور شدم جشن تولدت رو بذارم برای چند روز بعد که امتحاناتم تموم شده باشه... شما گل دخملی رفتی خونه مامان جونینا تا من حسابی تو خونه درس بخونم اما با این حال دلم نیومد که تولدت رو تبریک نگم... برای همین روز چهارم بهمن، عروسک پونی رو که چند هفته پیش با بابایی برای تولدت خریده بودیم، کادو کردم و با چندتا بادکنک بادکرده اومدم خونه مامان جون. تو مث همیشه داشتی اونجا بازی میکردی و خوشحال بودی باباجون مهربون هم آبهویجبستنی درست کرد و وقتی شما توی اتاق بودی، گذاشت روی میز وسط، منم کادو و بادکنکا رو گذاشتم و همه روی مبل نشستن یعنی مامانجون و باباجون و خاله مهدیه. منم اومدم شما رو ص...
نویسنده :
قلب تپنده
12:38



