زهرازهرا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
نورانورا، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

موهبت

سایه کجا میره؟

زهرا: یک سال و 21 روز. امشب حسابی منو خندوندی جوجو! من تو هال داشتم با لب تاب کار می کردم و چراغ هال خاموش بود. ​ نور باریکی از طرف هالوژن راهروی اتاقا روی فرش افتاده بود. تو درست پشت به نور واسادی و به سایه ی خودت خیره شدی.  بعد خم شدی که بهش دست بزنی، دیدی سایه ت حرکت کرد! ​  تعجب کردی و کمی عقب جلو رفتی و دیدی سایه با حرکت تو، حرکت می کنه!  قیافه ت تماشایی بود از بس تعجب کرده بودی!  اصلاً هم حواست به من نبود!  کمی جلو رفتی و سایه ت افتاد روی مبل، اما تو متوجه نشدی و خیال کردی بقیه ی سایه رفته زیر مبل!!!   خم شدی که سایه تو  زیر مبل ببینی!  خلاصه چند دقیقه ای با سایه ی خود...
25 بهمن 1393

22 بهمن

زهرا: یک سال و 18 روز. امروز سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در کشور عزیزمون ایرانه و زهرابانو همراه مامانی رفته راهپیمایی 22 بهمن!   زهرا در راهپیمایی 22 بهمن   البته امروز یه مناسبت دیگه هم داره:   تـولـد خـالـه مـهـدیـه! خاله جونی 14 ساله شدی، تولدت مبارک! ...
22 بهمن 1393

شناخت مفاهیم1

زهرا: یک سال و 16 روز. شما در حال حاضر مفاهیم زیادی رو درک کردی مثل افتادن، داغ بودن، محبت یا خشم، شادی و غم، بازی، عمدی یا اتفاقی بودن حوادث و خیلی مفاهیم دیگر... اما چیزی که الان می خوام بنویسم مربوط به دو کلمه ی جدیده که امروز یاد گرفتی. وقتی بهت گفتم: «النگوت کو؟» النگوتو نشون دادی و وقتی گفتم: «انگشترت کو؟» اونم نشون دادی! آفرین دخمل باهوشم! خیلی زود همه چیزو یاد می گیری قند و عسل مامان   زهرا لالا ...
20 بهمن 1393

قایم موشک

زهرا: یک سال و 15 روز. دوهفته ای می شه که با هم قایم موشک بازی می کنیم اما همش منم که قایم می شم و تو باید منو پیدا کنی!    هنوز یاد نگرفتی قایم شی! جالب این جاست که وقتی قایم می شم، تا پاهامو نبینی، پیدام نمی کنی!  کله مو از مخفی گاه درمیارم و نگات می کنم و سوت می زنم  ولی اصلاً منو نمی بینی   جاهایی که قایم می شم: پشت در اتاق ها، پشت میز ناهارخوری، پشت دیوارها وقتی منو پیدا می کنی، من برات دست می زنم و تو خیلی ذوق زده می شی   زهرا نفس ...
19 بهمن 1393

آیده (آره)

زهرا: یک سال و 13 روز. کلمه ی جدید!!! هووووررررررااااااا!!! وقتی ازت می پرسم: «مم بیدم؟» می گی: «آیده» (یعنی آره)! الهی فدای زبون شیرینت بشم مامانی یه دنیا دوستت دارم   ...
17 بهمن 1393

بچرخ بچرخ

زهرا: یک سال و 12 روز. شیرین کاری جدید شما، اینه که وقتی بهت می گیم: «بچرخ»، آروم سرتو میندازی پایین و به دستات فیگور چرخیدن می دی و خیلی ناز دور خودت می چرخی، البته قبلا خود چرخیدنو یاد گرفته بودی ولی حالا اسمشو یاد گرفتی و ما برات دست می زنیم و می گیم «بچرخ بچرخ زهرا بچرخ» شما هم گوش می دی و می چرخی!  عسسسسسسسسسسسل خانوم!   زهرا ناناز ...
16 بهمن 1393

نی نی های تلویزیون

زهرا: یک سال و 11 روز. شما دخمل طلا قبلنا وقتی نی نی هارو تو تلویزیون می دیدی عکس العملی نشون نمی دادی، اما امروز وقتی داشتی فیلم نی نی ها رو که شبکه نسیم پخش می کنه، می دیدی، حسابی ذوق کردی و به من نگاه کردی تا عکس العمل منم ببینی. برای اولین بار بود که از این نی نی ها خوشت می اومد! منم خندیدم و تو بیشتر ذوق کردی! فدات بشم الهی   زهرا جیگر ...
15 بهمن 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موهبت می باشد